می خواهم کمرو نباشم

 


کمرویی به دستپاچه شدن در مقابل افراد و احساس ناراحتی کردن در حضور دیگران اطلاق می شود. افراد کمرو می گویند که در برقراری مکالمه و حفظ تماس چشمی با دیگران مشکل دارند و زمانی که می کوشند با فردی ارتباط برقرار کنند، احساس ناراحتی می کنند.

 افراد کمرو علائم  زیر را تجربه می کنند:

-         ناراحتی جسمی: دل پیچه، تپش قلب، تعرق، سرخ شدن

-         افکار خود تحقیر کننده، نگرانی درباره ارزیابی منفی دیگران

-         مهارت های اجتماعی ضعیف

افراد کمرو احتمالاً با این عبارات موافق هستند:

-         در حضور افراد غریبه احساس ناراحتی می کنم.

-         از نظر اجتماعی دست و پا چلفتی هستم.

-         هنگام ملاقات با افراد جدید طبیعی بودن برایم سخت است.

-         به توانایی اجتماعی خود تردید دارم.

-         در تعاملات اجتماعی احساس کمرویی می کنم.

-         صحبت کردن با غریبه ها برایم دشوار است.

طرز تفکر خود را درباره ی کمرویی تغییر دهید

یک شیوه ی مقابله با کمرویی گفتن چیزی مثل این عبارت است: «گاهی اوقات احساس کمرویی طبیعی است ولی من می توانم یاد بگیرم که بر این احساس خود غلبه کنم و یک فرد اجتماعی تر شوم». در حالی این نوع عبارات سازگارانه نیست: «کمرویی بخشی از شخصیت من است. ممکن نیست تغییر کنم»، «علت کمرویی من این است که دیگران مرا درک نمی کنند». افراد کمرو با پذیرفتن این که همیشه کمرو خواهند ماند و زندگی اجتماعی آن ها به ابتکار دیگران وابسته است، نگرش بدبینانه ای را اتخاذ می کنند. وقتی افراد یاد بگیرند تعاملات اجتماعیشان را تحت کنترل خود درآورند می توانند بر کمرویی غلبه کنند.

   برای برخورداری از روابط بین فردی رضایت بخش، تقویت مهارت های اجتماعی بسیار مفید است. همچنین کنترل سبک تفکر و تفسیرهایی که از موقعیت اجتماعی خود به عمل می آورید نیز بسیار مهم است.

مهارت های مکالمه ای خود را بهبود بخشید

سازگاری با دیگران مستلزم برخورداری از مهارت های مکالمه ای خوب است. تحقیقات نشان داده است که مهارت های مکالمه ای افراد کمرو ضعیف است. افراد کمرو در آغاز کردن مکالمات محتاط هستند، آن ها سکوت را نمی شکنند و با اشتیاق به گفته های فرد دیگر پاسخ نمی دهند.

   خوشبختانه می توان مهارت های مکالمه ای را یاد گرفت و بهبود بخشید. افرادی که در برقراری گفتگو مشکل دارند، اغلب شکایت می کنند که چیزی برای گفتن پیدا نمی کنند.

این مشکل سه راه حل دارد: 

اول داشتن انتظارات واقع بینانه مهم است. افرادی که زیاد حرف می زنند معمولاً یاد گرفته اند بسیاری از عقاید و افکار خود را قبل از بیان کردن سانسور نکنند. آن ها همچنین یاد گرفته اند توقعات خود را در مورد انجام مکالمه معنی دار پایین آورند و به صحبت های کوتاه نیز رضایت دهند. هدف از صحبت کوتاه این است که دیگران متوجه شوند شما به آن ها علاقمند هستید. وقتی که برای اولین بار شخصی می بینید لازم نیست برای این که علاقه خود را برای مکالمه به او نشان دهید، به مدت طولانی صحبت کنید. رابطه عمیق و معنی دار بعداً ایجاد خواهد شد.

   راه حل دوم برای بهبود بخشیدن مهارت های مکالمه ای خود، آشنایی با ویژگی های مکالمه خوب است. یک ارتباط بین فردی خوب شامل دو مؤلفه اصلی است: کیفیت ارتباط و عمق ارزش ارتباط. کیفیت ارتباط به صحبت کردن به شیوه ای که بیانگر احساس آرامش، توجه، غیررسمی بودن، پذیرش، درک و فهم و علاقمندی باشد، اشاره دارد. افرادی که ارتباطشان با دیگران از کیفیتی بالا برخوردار است، می دانند که چه موقع سکوت را بشکنند و به طرف مقابل خود بفهمانند که او را درک می کنند. منظور از عمق ارزش ارتباط، ارتباطی است که شخص، عمیق، دقیق و ارزشمند است. یکی از راه هایی که باعث می شود دیگران حس کنند مکالمه شان برای شما عمیق و باارزش است، نشان دادن توجه خالصانه و صادقانه به چیزهایی است که برای آن ها مهم و معنی دار است.

   راه حل سوم برای افرادی که در برقراری گفتگو مشکل دارند، تمرین حرف زدن با دیگران است. 

در زیر راه هایی برای تمرین مهارت حرف زدن ارائه می شود:

استفاده از تلفن: به کتابخانه عمومی تلفن بزنید و از مسئول کتابخانه اطلاعاتی به دست آورید، به سالن های تئاتر زنگ بزنید و زمان نمایش ها را بپرسید. آیا می توانید تلفنی کسی را بخندانید؟ با یک برنامه رادیویی تماس بگیرید و نظر خود را بیان کنید و به واکنش گوینده توجه نمایید.

سلام گفتن: به افرادی که در سرکار، مدرسه یا دانشگاه می بینید سلام کنید یا صبح بخیر بگویید، به افرادی که در جامعه رو به رو می شوید، لبخند بزنید و سلام بگویید و به واکنش آن ها توجه کنید.

سؤال کردن: در مورد وسایل افراد از قبیل کفش، لباس، دوچرخه و ماشین و ... سؤالاتی بپرسید. آمادگی یادگیری چیزهای تازه را داشته باشید و بدانید که افراد دوست دارند درباره ی فعالیت ها و تفریحات خود صحبت کنند.

در میان گذاشتن تجارب مشترک: ببینید با کسی که می خواهید ملاقات کنید در چه مواردی مشترک هستید و در آن مورد صحبت کنید. می توانید درباره ی آب و هوا یا طولانی و شلوغ بودن صف اتوبوس و ... صحبت کنید.

خواندن، پرسیدن و گفتن: سعی کنید روزنامه، نقد فیلم ها و کتاب های جدید را بخوانید. همچنین در مورد مسایل سیاسی جهان و رویدادهای جامعه ی خود اطلاعاتی کسب کنید. نظر افراد را در مورد این مسایل جویا شوید و اطلاعات خود را با آن ها در میان بگذارید.

راه های تحمل طردشدگی را بیاموزید و بکار ببندید

افراد تنها و کمرو به سختی می توانند طردشدگی را تحمل کنند و نسبت به این موضوع بسیار حساس هستند. یکی از علت های این امر آن است که افرادِ تنها و کمرو در مقایسه با کسانی که این گونه نیستند، برداشت متفاوتی از تعاملات شخصی دارند.

   تحقیقات نشان داده اند کسانی که به راحتی می توانند با طردشدگی کنار بیایند، روابط اجتماعی را فرصتی برای نزدیک شدن به دیگران و سهیم شدن در احساسات خوشایند آن ها تلقی می کنند. در حالی که افراد کمرو به احتمال زیاد تعاملات اجتماعی را تجربه ای تهدید کننده تلقی می کنند که از طریق آن مورد ارزیابی و قضاوت دیگران قرار می گیرند. این نوع نگرش، به احساس اضطراب و واکنش دفاعی منجر می شود. افراد تنها به جای این که از بودن در کنار دیگران خشنود باشند، بیشتر بدبین و نگران هستند. بنابراین از پرداختن به این فکر که آیا دیگران من را تأیید خواهند کرد، دست بردارید و به جای آن فکرتان را بر افرادی که با آن ها ارتباط دارید، متمرکز کنید و از خود بپرسید که برای کمک به احساس راحتی و آرامش آن ها چه کاری می توانید انجام دهید.

   دلیل دیگری که افراد کمرو نمی توانند طردشدگی را تحمل کنند، ارزیابی های اولیه منفی است که از تجربه طردشدگی به عمل می آورند. هنگامی که از سوی دیگران پذیرفته نمی شوید، چه چیزهای نادرستی به خود می گویید؟ چند نمونه احتمالی از این قرارند: «اگر مرا نپذیرند واقعاً وحشتناک است»، «من نمی توانم تحمل کنم که کسی مرا دوست نداشته باشد»، «اگر من طرد شوم معنایش این است که من جذاب و دوست داشتنی نیستم و آدم بدی هستم». این نوع ارزیابی ها احتمالاً به افسردگی، خشم، اضطراب و عزت نفس پایین منجر می شود. این افکار ناسازگارانه را با این باورهای سازگارانه مقایسه کنید: «هر چه بیشتر طردشدگی را تحمل کنم، می توانم با افراد زیادتری ملاقات کنم»، «بعضی از مردم از من خوششان می آید و برخی دیگر خوششان نمی آید اما وقتی برای آشنایی با افراد تلاش خود را می کنم، احساس  می کنم کاری انجام داده ام».

   این انتظارات چقدر منطقی اند؟ 
« من نمی توانم خوشحال باشم، مگر این که همه کسانی که ملاقات می کنم، نسبت به من پاسخده و حساس باشد»، «اگر در هر مکالمه ای که انجام می دهم موفق به ایجاد رابطه خوب نشوم، شکست محسوب می شود». آیا می توانید انتظارات واقع بینانه تر زیر را جایگزین انتظارات بالا کنید: «اگر فقط بتوانم به کسی سلام بگویم، در واقع به مقصود خود رسیده ام»، «هر چه با افراد بیشتری صحبت کنم، میتوانم افراد زیادتری را ملاقات کنم»، «برخی مکالمات خوب پیش می روند و برخی نه، بنابراین باید صبور باشم و از تلاش خود خشنود باشم».

برای کسب اطلاعات بیشتر در رابطه با خدمات مشاوره روانشناسی تلفنی و همچنیندرمان اضطراب،افسردگی، وسواس و... در غرب تهران به شماره های درج شده در صفحه نخست سابت دکتر دنیا رضایی مراجعه نمایید.

با تشکر
مرکز مشاوره و روانشناسی مهرآسا بهترین مرکز مشاوره غرب تهران



دیگر مقالات مرتبط روانشناسی

:: درمان وسواس فکری و عملی(با افکار وسواسی چه کنم؟)
:: درمان افسردگی(آیا افسرده هستم؟)
:: درمان وسواس فکری(هر فکری که به ذهنتان خطور می کند، باور نکنید.)
:: مشاوره تلفنی ازدواج(آدم‌هاي خوبي که نبايد با آنها ازدواج کنيد!)
:: درمان اضطراب(چطور از شر اضطرابم خلاص شم)
:: مشاوره تحصیلی تلفنی(چند نکته کلی مطالعه ی بهتر مطالب درسی)
:: مشاوره خانواده(راز عشق های ماندگار)
:: درمان اضطراب و استرس( کاهش نگرانی با پذیرش بلاتکلیفی های زندگی)
:: مشاوره خانواده تلفنی(علل نابسامانیهای زناشویی)
:: درمان ترس و استرس(غذا دادن به ببر)

Share تاريخ: 1396/11/04 مشاهده : 290

, , , , , , , , , , , ,



گذاشتن نظر